Showing posts with label mosque. Show all posts
Showing posts with label mosque. Show all posts

Tuesday, December 20, 2011

shaddow and light ... the other side of my soul

this is one of my paintings in coming exhibition of Shargh Watercolorists Group in Iran.
 when I check my thoughts and my styles one of the dominant parts is the light and shaddow 
....
I think that this is the essence of watercolor painting that it reveals the artists soul and inner thoughts .. 
and I like this aspect of this medium
in real life the light seeking and knowing the darkness is one of my continuous endeavors ... 
and of course my world is in pure light ... with dark shadows ...




Sunday, May 8, 2011

after a gap

i think it is about two months that i haven't publish my paintings here and there were some reason for it and the most important one was because of the filtering of Blogger here in my country.
ok not a problem.
i hope that my weblog would come back to its routine and you can read my posts and watch my paintings day by day.
چند وقتی بود که نتوانستم وبلاگم را به روز کنم و دلیل اصلی آن هم فیلترینگ سایت بلاگر بوده است. بعد از این مدت امیدوارم که وبلاگم به شرایط عادی برگردد و به صورت روزانه کارهایم را اینجا ببینید. 
با تشکر 
this is a painting of the entrance of the " sheikh lutfullah mosque " in Isfahan 
this week I had a two day trip to isfahan for painting, I would publish more photos and paintings of that memorable trip soon. 


Wednesday, January 12, 2011

Goharshad mosque at fall of dusk ... غروب در مسجد گوهر شاد

مسجد گوهر شاد
دوست داشتم پر از مردم باشد
ولی آنچه در این نقاشی خود مرا هم به خود جذب می کند سعی در سادگی و اتمسفر فضا ست
this is a mosque in Imam Reza Holly Shrine...
I like the sense of the place and atmosphere and the simplicity in this painting.
this painting is my salute to Imam Reza...

Monday, January 10, 2011

it is raining... باران می بارد

آسمان شهر ابری است ... 
باران می بارد 
ریز ریز 
چون سکوتی که بین ماست 
 دلم گرفته است 
و در دلم باران نم نم می بارد 
اثر امروز مسجد جامعیزد است در هوای بارانی ... 
در هوای گرفته 
از پشت چشمان نمین من
...
it raining 
here and there ... 
in my city 
in my town 
in my heart... 
you are far away... and I am depressed ... 
this is the great mosque of Yazd, one of iranian cities in the desert, 
in rainy weather... 
...................................................
yesterday I've listened to GHAZAL ( The Rain) album of Keyhan Kalhor and Shujaat Hussein Khan,
its a great album... 
I've listened to it again and again more and more through time...
its a mixture of Iranian and Indian Music...
دیروز دوباره آلبوم باران را گوش دادم اثر کیهان کلهر و شجاعت حسین خان 
چقدر من این آلبوم را دوست دارم 
و چقدر قوی است 
به نظرم باران نقطه اوج و قدرتمند ترین اثر در بین غزل 1و 2و 3 است 
اگر این اثر را گوش نداده اید توصیه من به شما تهیه و گوش فرا دادن به آن است 


Saturday, August 28, 2010

masjid jame Isfahan ... مسجد جامع اصفهان

این نقاشی از تصویری از مسجد جامع اصفهان بود که به آرامی در زیر نور خورشید در طی سده های متمادی آرمیده است 
او انسانهای زیادی را از زمان تولدش دیده و طول عمرش به او آرامشی که نشانه تجربه قدیمی هاست در حرکاتی که ندارد بخشیده است ... 
او ساده بود و آرام و من تلاشم نقش کردن این سادگی و آرامش بود ... 
نبوغ در سادگی است ... 
این است آن چه با خود تکرار می کنم 
و می گویند این جمله از باخ است ...  

Wednesday, June 23, 2010

The mosque and the stores... مسجد سپهسالار و مغازه ها

این تصویری از مسجد سپهسالار بود مربوط به حدود 50 سال پیش ... 
و مغازه هایی که زمانی در کنار این مسجد آرمیده بودند 
و سایه های رویایی 
که  می دانستند که " چه تابستانی است "  و من به سایه های خیره بودم 

Monday, June 21, 2010

a shrine in my city ... حرم حضرت معصومه

آرامش عصر های حرم و آفتاب رو به غروب 
و حوض وسط حیاط 
روحانیون در حرکت 
من، مرتضی و مامان 
و یک دنیا رویا 
خیلی به یاد نمی آورم 
یاد آن روز ها به خیر 
یادش به خیر داداش
دو روحانی در حیاط حرم شاید مرتضی و علی باشند . نه ؟ 
 این اثر را به برادر عزیزم مرتضی تقدیم می کنم 
امیدوارم بپسندد

Sunday, March 28, 2010

Minarets and 2 ladies ... مناره ها و. دو زن


شاید اگرفرد دیگه ای بود این موضوع را برای نقاشی کردن انتخاب نمی کرد. شاید به نظر خیلی ها چیز قابل بیانی نداشته باشد، ساده باشد یا شاید وقتی بخواهی با آب مرکب روی آن کار کنی جالب نشه
اما واسه من روح فضاییش خیلی مهم بود
همون سادگی وصف ناپذیرش، اون دوتا مناره و دو آدمی که کنار هم توی کار وجود دارند ترکیب بندی جالبی داشت، انگار همه این عناصر با آرامش خاصی کنار هم قرار گرفته اند و به این کار روح داده اند
کشیدمش و لذت بردم، خیلی لذت بخش بود
متن و اثر از همسرم می باشد

Sunday, January 31, 2010

تو را من چشم در راهم... wish you were here

    One of my best friend, may be the best one, Ali Ashraf fathi is in jail now... He arrested two days ago becausee of  political activitis, being a reformist and have connections and sympathy with Green Movement of Iran. He is a cleirk, my Brother, and best friend of my brother. I can not do anything physically for him but praying. Today I want to show you one of my loveliest painting. this is for You Ali. hope to see you soon.
برادر و دوست عزیزم  علی اشرف فتحی در زندان است. این مرد آزاده، که حق بزرگی بر رشد و اندیشه من دارد پریروز در قم دستگیر شد.
هرچند رویه این بلاگ بر ارایه کارهای جدید و تمرینات روزانه است امروز یکی از کارهایم که بسیار دوستش دارم را به نمایش می گذارم. به امید آزادی هر چه سریعتر برادر بسیار عزیزم علی از بند .
علی ای برادر و دوست هرچند می دانم مسیرت  سرشار از سنگلاخ است ولی خوب می دانم که تو را باکی از سختی ها نیست



این اثر به عنوان پیشکش پس از آزادی برادرم علی، تقدیم ایشان خواهد شد
---این اثر توسط گروه شرق به صورت کارت پستال تولید و عرضه خواهد شد---

painting size: 25*17.5 cm